دکتر احسان شریعتی / مردمسالاری شورایی در
باور و عمل طالقانی
مناسبت فرخنده. عید آمد و ما خانه ی خود
را نتکاندیم! عید فطر امسال با سی و یکمین سالگرد درگذشت و صدمین سال تولد طالقانی مصادف شده است. از آنجا که رمضان، ماه توجه به خود است و
می دانیم که درد و دوای همه ی معضلات ما در خود ماست، وظیفه داریم که لختی به خویش
بیاندیشیم. "ما" هم بعنوان یک ملت و همچنین بعنوان وارثانی که دارای یک
شناسنامه ی فکری و تاریخی مشخص اند و در این جا، به خانواده ی بزرگ نیروهای ملی و
مذهبی تعلق خاطر داریم، احساس می کنیم که گذر زمان این خاطره و هویت را تهدید می
کند. نسل های پیش که حافظان این حافظه اند سالخورده و فرسوده می شوند و نسل جوان
که موتور تغییر و تحول جامعه ی جوان ایران زمین است، از کمبود حافظه ی تاریخی رنج
می برد. نام طالقانی در این میان، نماد اتصال میان چند نسل از مشروطه تا انقلاب
اسلامی 57 است و در آن واحد ارزش هایی چون صلح، آزادی، عدالت و آشتی ملی و بویژه،
دین و آئین پیرایی و اصلاح گری را تداعی می کند. از اینرو بزرگداشت طالقانی در این
عید فطر نتیجه ی حقیقی این پرداختن به خود و روزه گشادن و تجدید قوای حیاتی بمعنای
حقیقی کلمه است.
فضل تقدم (تاریخچه: نگاهی به نقش طالقانی
از دو منظر عقیدتی و سیاسی، در نهضت دین پیرایی سرزمین های مسلمان و در انقلاب های
ملی-مردمی ایرانیان در دوران جدید از مشروطه بدینسو): اهمیت نقش تاریخی چهره هایی
چون سیدمحمود علایی طالقانى (تولد ۱۲۸۹ --۱۳ اسفند—وفات ۱۳۵۸---۱۹شهریور-- در 69
سالگی) و محمدتقی شریعتی (۱۳۶۶-۱۲۸۶)، یکی در پیشگام بودن ایشان، از لحاظ تاریخی، در طرح ضرورت تکوین نواندیشی
اسلامی-شیعی پس از سیدجمال الدین اسدآبادی (در زبان های اروپایی معروف به
"افغانی") و اقبال لاهوری(۱۲۵۰-۱۳۱۶)است و دیگر، از لحاظ سیاسی، شاهد بودن ایشان بر تسلسل نسل ها در فاصله ی دو
انقلاب بزرگ ملت ایران از مشروطه (۱۲۸۵/۱۹۰۶) تا انقلاب ضد سلطنتی 57.
برچسبها:
طالقانی,
شریعتی,
مردم سالاری,
احسان شریعتی,
شوراادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
در
جهانِ ما امروز، تنها راهِ بقاء یک فکر بینالمللیشدن اوست؛ و ظرفیّتِ فراتر رفتن
از ابعادِ قومی، فرهنگی، زبانیِ محلّی، خود معیارِ سنجشِ میزانِ شمولِ یک اندیشه
است. گسترشپذیریِ یک پیام بهمعنای بهرسمیت شناختهشدن از سوی دیگران است. و از
آنجا که مقصود از هر نزاعی، به بیانی هگلی، شناسائی متقابل است، سطحِ اشاعهی یک
تفکر و پژواک و بازگویی آن به زبانهای گوناگون، نشانِ عمقِ تشخیصِ دردِ مشترکِ
آدمیان نیز هست. منظور از این سخن البته این نیست که نفسِ عمومیّت، و پراکندگی رواجپذیریِ
یک فکر، مانند شیوع افکار عمومی در عصر رسانهها و وسایلارتباط جمعی جهانگستر،
دلیلی بر اعتبار و حقانیّت یک بینش است. چه، بهعکس، ٫افکار، عمومی عموما به بیانی
هایدگری، هرزهدرا یعنی بیریشه اند و تنها به یکدیگر إرجاع میدهند. حالآنکه
سخنِ اصیل مانند درخت نیکسرشتی است که ریشهی محکمی در خاکِ یک فرهنگ، یک زبان،
یک ملّت، یک دین، و یک تاریخ، داشته باشد ولو بهصورت چندگانه و متنوع آن. مراد از
ظرفیّتِ بینا-ملّی شدنِ یک اندیشهی عمیق یا ریشهدار، متشخّص و متعیّن و بومی و محلّیِ
، تناسبِ رشد و پیشروی و ریشهدواندن توأمان در عمق و سطح است که جایی بههم
میپیوندند.
برچسبها:
شریعتی,
جهانی شدن,
جهان شریعتی,
اندیشه,
احسان شریعتیادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 1 تیر1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|

مجلهی اتحاد جوان (۲۳ خرداد ۱۳۶۰) در سالروز شهادت شریعتی منتشر شده و ویژهنامهای است دربارهی دکتر شریعتی
دریافت مجله بصورت پی-دی-اف
برچسبها:
شریعتی,
کتاب,
علی شریعتی,
انتشارات,
مجله,
اتحاد جوان
+
نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|

کتابِ
«یک جلوش تا بینهایت صفرها» اثرِ دکتر علی شریعتی، با ترجمهی انگلیسی و
تصویرسازی به شکل نفیس منتشر شده است. ترجمهی انگلیسی این کتاب را محمد امینی انجام داده است و تصویرسازی آن را
مهنوش مشیری. «یک
جلوش تا بینهایت صفرها» را انتشارات زرین و سیمین در 3هزار نسخه و در قالب مجموعه
کتابهای «همراه با جبرئیل» چاپ کرده است.
برچسبها:
شریعتی,
کتاب,
علی شریعتی,
انتشارات
+
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
احمد آلحسین - چندی پیش دوست عزیزی زحمت کشیده بود و رایانامه ای فرستاده بود وهمان
ادعاهای مدتی مد شده را مطرح کرده بود که شریعتی فقط به درد انقلاب کردن می
خورد چرا که در اندیشه هایش ایمان و عشق و احساس موج می زند اما منطق و
تحقیق و فلسفه و فکر و اصلاح خصوصا درنگاهش به دموکراسی بسیار ضعیف تر
هستند. اصلا وقتی به مسئله دموکراسی و آزادی می رسی وی چیز زیادی برای گفتن
ندارد و این هم به تایید پیروانش رسیده است.
علی رغم مشغله های فراوان – و هم به دلیل دوستی – وقت بسیار گذاشتم و نامه
به نسبت مفصلی را نگاشتم و نشان دادم که در حق دکتر بی انصافی زیادی از
جانب قشر نو ظهور روشنفکر بعد از انقلاب شده است. آثار کمتر خوانده شده
شریعتی – که از اتفاق کیلویی هم حساب کنیم در اکثریتند- را بدومعرفی نمودم و
مفصل گفتم که در هرکدام چه عمق و تامل و اندیشه ای وجود دارد و نگاه
شریعتی را به دموکراسی تشریح کردم که بله شریعتی با آن نوع دموکراسی
روبنایی و آزادی سطحی مخالف بود وگرنه دیدگاه دموکراسی متعهدش تعهد به
دموکراسی را در قلب خود دارد و مدل عرفان برابری آزادی اش به حد کفایت بین
عدالت و آزادی موازنه برقرار می کند و نشان دادم که شریعتی یک بعدی نبوده
که آزادی را به پای اگاهی یا عدالت سرببرد و فاکت آوردم که وی از جمله
پیشتازان فهم خطر ظهور دولت دینی بود و اخطارهایش را هم داده بود. شریعتی
شاید سهمی عمده در انقلاب داشت اما انقلاب فرصت فهم کامل شریعتی را از ما
گرفت. بعد از انقلاب این فرصت درک بهتر شریعتی از طریق ۳۵ جلد مجموعه
آثارش پدید آمد اما مغتنم شمرده نشد و … در انتها هم برای آنکه نشان دهم
راه شریعتی همچنان مستلزم مبارزه با استبداد است از تقی رحمانی و علیجانی و
اشکوری و لشکر ملی – مذهبی ها نام بردم که چطور متاثر از شریعتی بر پیمان
خود در مبارزه سه بعدی علیه زر و زور و تزویر ایستاده اند و خون جگر ها
خورده اند و حبس های طولانی کشیده اند.
ادامه مطلب در منبع اصلی
برچسبها:
دکتر شریعتی,
29 خرداد,
سالگرد,
شهادت,
علی,
شریعتی,
احمد ال حسین
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
"...اگر میبینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت
علی اشک میریزد و سرنوشت جامعهي آن، سرنوشت خوبی نیست و دردناک است. این نشان
دهنده آنست که علی را نمیشناسد. این علی شناسی نیست، علی پرستی است. علی را نشناختن و محبت علی داشتن مساوی است با محبت همه ملتها بر پیامبر و
معبودشان، نه چیزی بیشتر...
مشکل
ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن
مسائل تشیع و اسلام است. معتقدیم ولی آنرا نمیشناسیم و آشنایی منطقی از آن نداریم
و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما
بوده، اما متاسفانه علی را نمیشناسیم. ما بیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی..."
سخن
گفتن درباره علی (ع) بینهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یك قهرمان یا
یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی
كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ میبیند،
بلكه خود را در برابر معجزهای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «این
خلقت» احساس میكند. بنابراین درباره علی سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به
ذهن میآید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزهای است كه به
نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است.
علی
(ع) یكی
از شخصیتهای بزرگی است كه به نظر من بزرگترین شخصیت انسانی است (پیغمبر (ص) را
باید جدا كرد كه رسالت خاصی دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته میبود، بدشناختهتر
است كه كیست، محققین او را برای اولین بار میشناختند. گاه علی (ع) را كه توی این جنگها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك
سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار
دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش میبینیم، تاریخ میگوید، تنها در
نیمه شبها، توی نخلستانهای اطراف مدینه میرفته و نگاه میكرده كه كسی نبیند و
نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو میبرده و مینالیده! هرگز، من نمیتوانم قبول
كنم كه رنجهای مدینه و رنجهای عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش،
این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگتر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز!
برچسبها:
علی,
امام علی,
شریعتی,
دکتر شریعتی,
تنهایی,
عشقادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
احسان شریعتی
مهندس عزتالله سحابی
از شناختهشدهترین چهرههای ملی-تاریخی ایرانیان، و نه فقط شخصیتی حزبی و عقیدتی،
بود که در شاهراه جنبشهای استقلال، آزادیخواهانه و عدالت و رشدطلبانهی مردم
ایران طی سدهی گذشته، از مشروطه تاکنون، نقشی برجسته بازی کرد: در نهضتِ ملی دهه
بیست و سی، در قیام قهرآمیز دههی چهل و پنجاه، در انقلاب اسلامی دهه پنجاه و شصت،
و در حرکتِ اصلاحی دههی هفتاد و هشتاد.
در این جنبش
تحوّلخواهی عمومی هرچند خانوادههای فکری گوناگون، از عالمان دینی همسو با مردم
گرفته تا ملیّونِ ناسیونالیست و اجتماعیون-عامیّون سوسیالیست، همواره حضور ومشارکت
فعّال داشتهاند، در این میان و میدان، خانوادهی فکری ملی و مذهبی (یا به بیان
بهتر دمکرات-ملی و رفرماتور-مذهبی)، به دلیل چندساحتی بودن معتقدات، چونان پلی
میان مردم، علماء، و روشنفکران نقش محوری ایفا کردهاند. بویژه، هنگامی که این
جنبشها به محاقِ اختناق و سرکوب میرفتهاند. برای نمونه، میتوان به تشکیل ٫نهضت
مقاومت ملی٫ به رهبری امثال آیات زنجانی و طالقانی، و..، و مهندس سحابی (که در کمیته دانشگاه آن نهضت،مسئولیت
انتشارات و روزنامه ٫راه مصدق٬ را بر عهده داشت)، پس از کودتای ۱۳۳۲،
اشاره نمود.
از مهمترین
معماهای تاریخ معاصر ما، اما یکی اینست که ملت ایران برغم پیشگامی در جنبشهای
تحولخواهی منطقهی خاورمیانه و جهان سوم سابق، در تثبیتِ دستآوردها بیشتر با
ناکامی مواجه بودهاست. برای نمونه، همینکه نمیتوانیم در سطح ملی به بزرگداشت
شخصیتی در قد-و-قامت سحابیها بنشینیم. یکی از دلایل چنین وضعیتی را ضعف و کاستیهای
عقیدتی-اخلاقی گروههای پیشرو و شخصیتهای مرجع که نقش رهبری را ایفا کردهاند،
دانستهاند. پیشتازان مبارزات چریکی در اواخر دهه چهل معتقد بودند که اگر اعتماد
مردم نسبت به رهبران گذشته لطمه خورده، حال باید با ایثار خونِ خود آبروی رفته را
نزد مردم بازگرداند. بیاعتمادی به رهبران، احزاب و بطور کلی سیاست، منجر به نوعی
بیاعتمادی نسبت به خود هم شده و موجب رفتاری پیشبینیناپذیر در مردم ما که بخشی
از این روحیه شاید ناشی از مشاهدهی انواع پیمانشکنیها و محصول یک بحران اخلاقی باشد.
برچسبها:
سحابی,
شریعتی,
احسان شریعتی,
مهندس سحابی,
خردادادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه 13 خرداد1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظههای ناب را اندیشه میکردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میآوردیم؟
آری...ا
بیگمان پیشتر از اینها «مرده» بودیم اگر عشق نبود!ا
برچسبها:
عشق,
شریعتی,
مرگ
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1391ساعت توسط گروه شریعتی
|
سارا شریعتی.۱۴ دی ۱۳۹۰
نشست دوم. میزگرد با حضور دکتر شجاعی زند. دکترآذربایجانی. دکتر فراستخواه
مطلبی که قصد ارائه ی آن را دارم به دو بخش تقسیم میشود: نخست
به پیشینه ی این بحث در فرانسه
می پردازم، کشوری که در آن سنجش دینداری از دهه ی سی، پس از جنگ جهانی اول آغاز شد
حال آن که توجه به این موضوع در دیگر کشورها مشخصا مربوط به دههی پنجاه و شصت
میلادی است. دومین دلیل انتخاب فرانسه این بود که اغلب پژوهش های مورد ارجاع در
ایران مربوط به کشورهای انگلوساکسون و جوامع پروتستان است، در حالی که به نظر می
رسداین بحث در زمینه ی کاتولیک نسبت بیشتری با شرایط ایران می یابد. بخش دوم بحثم،
متمرکز بر مسالهی ضرورت و پروبلماتیک مساله، رویکرد نظری و روش سنجش دینداری در
جامعه ی ایران است که شرایط خاص و ممتاز خود را دارد.
۱.در
فرانسه اغلب منشأ پیدایی جامعهشناسی را به دلیل وجود شخصیتهایی چون کنت، سن
سیمون و دورکیم، به جامعهشناسی دین نسبت میدهند. کنت از "دین بشریت" و "نیاز
متافیزیک" سخن می گفت و سن سیمون از "مسیحیتی جدید" و دورکیم به "صور
حیات دینی" توجه نشان داد و بعدها موس و هوبرت، تحقیقاتشان را بر روی مباحثی
چون "جادو"، "قربانی" و "نیایش" متمرکز نمودند. اما
تفاوت در اینجا بود که کنت و سن سیمون به «فلسفهی اجتماعی» توجه داشتند و دورکیم
برعکس «جامعه شناسی تجربی، پوزیتیو و ابژکتیو» را به عنوان روش خویش برگزید. اما
نقطهی اشتراک قابل توجهی میان این دو رویکرد متمایز وجود داشت: هیچکدام به
مطالعهی دین در جامعه ی خود نپرداختند: به جامعه شناسی دین نزدیک، دین ِ جامعهی خود.
برچسبها:
سنجش دینداری,
شریعتی,
ساراشریعتی,
وبلاگ شریعتیادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت توسط گروه شریعتی
|
عصر دیروز، سهشنبه هشتم آذر ماه ۱۳۹۰ بهمت انجمن اسلامی
دانشکدهي علوم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مراسم بزرگداشتی بمناسبت فرا رسیدن ایام
محرم و نیز گرامیداشت روز دانشجو با حضور دکتر «احسان شریعتی» و «دکتر حسین
مصباحیان» برگزار شد.
موضوع اصلی مباحث حول محور «جهان اندیشهی دکتر شریعتی»
بود. دکتر مصباحیان در سخنان خود به تعریف ایدئولوژی در اندیشهی شریعتی و نوع
نگاه پدیدارشناختانهی وی به تمامی حوزههای مسائل اجتماعیِ ما پرداخت.
دکتر احسان شریعتی نیز به نوع نگاه شریعتی به قیام حسینی که
یک مشی آگاهیبخشانه و آشکارسازی ارزشهای نفی شده توسط حکومت جائر مسلط، میبوده در
برابر دو نگاه سنتی – تراژیک و قرائت مرحوم صالحی نجف آبادی (کتاب شهید جاوید که
در آن هدف امام حسین را تشکیل حکومت میدانست.) اشاره نمود و این دو نگره را نقد و
رد کرد.
در بخش بعدی (پرسش و پاسخ) دکتر احسان شریعتی به سوالات
دانشجویان پاسخ گفت.
زمان جلسه خیلی طولانی نبود و بسیاری از مسائل ناگفته ماند،
با این وجود استقبال قابل توجهی از این مراسم صورت گرفت.
منبع : گروه شریعتی
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1390ساعت توسط گروه شریعتی
|
نقدی
بر"شریعتی: امام زمان و ولایت فقیه" نوشته اکبر گنجی
در
میان آراء و اندیشه های شریعتی بی گمان هیچیک از نظریات وی تاکنون به اندازه نظریه
جامعه شناسی امت و امامت از طرف ناقدان، مخالفان و حتی شاگردان و دوستداران او
مورد مناقشه قرار نگرفته است. اما آنچه "نقد" اخیر آقای گنجی را تازه
وحتی شگفت انگیز می نمایاند، همانا یکسان پنداری این نظریه با نظریه ولایت فقیه
آقای خمینی و از آن مهمتر سعی در القاء این نکته است که گویا تمامی تلاش فکری و
جهد علمی و عملی شریعتی صرف تبیین و توجیه این نظریه و در نتیجه هموار کردن حاکمیت
آن گردید.
البته
برای آگاهان با موازین و معیارهای نقد و تحقیق علمی روشن است که نوشته آقای گنجی
را نباید و نمی توان یک نقد علمی، به شمار آورد، چرا که به دلایل زیر فاقد ویژگی
های چنین نقدی است:
الف.در بررسی نظریک متفکر در باب
موضوعی خاص باید سعی شود تا کلیه اظهار نظرهای آن متفکر در رابطه با آن موضوع در
سراسر آثار و از آن مهمتر در ارتباط با دیگر اجزا و بویژه محکمات اندیشه وی در نظر
گرفته شود تا بتوان از راه سنجش و مقایسه آنها با همدیگر با اطمینان نسبی درباره
آن موضوع اظهار نظر کرد. اما در سراسرنوشته آقای گنجی کمترین تلاشی در جهت یافتن
جایگاه مفاهیمی مانند امامت، روحانیت، فقه... در منظومه فکری و مختصات اندیشه
شریعتی به چشم نمی خورد. به عنوان مثال اگر آقای گنجی می دانست یا بهتر بگویم می
خواست بداند که در دیدگاه توحیدی شریعتی، که اساس شناخت وی از دین را تشکیل می
دهد، هرگونه واسطه ای – از جمله روحانیت – میان خدا و خلق
شدیدا نفی می شود و نافی توحید و نشانگر شرک بشمار می رود، دیگر به خود جرات و
جسارت نمی داد تا میان این دیدگاه و دیدگاه فقه سالار آقای خمینی که برای فقها،
نقشی ویژه قائل است و ولی فقیه را در عمل حتی مبسوط الید ترازپیغمبرو امام می داند
کمترین پیوندی برقرار کند تا چه رسد به اینکه آنها را یکسان بپندارد. یا اگر به
این نکته توجه می کرد که شریعتی در میان روشنفکران مذهبی ایران نخستین کسی بود که
با وضوح تمام رأی به سیالیت و متغیر بودن احکام اجتماعی و اقتصادی دین می داد و می
گفت: "اما احکام یا سیستم بر دو گونه است، آن بخش که مربوط به رابطه اجتماعی-
اقتصادی و رفتار و سنن گروهی است، از آن روکه به شکل زندگی اجتماعی و اقتصادی
مربوط است و زندگی و اجتماع خود متغیر است، باید تغییر کند. این تغییر بر اساس
تغییر واقعتیها که موضوع آن اند صورت میگیرد اما مقید به جهت گیری و تعهد در قبال
ایدئولوژی." (م. آ 10، ص 97) و در همین راستا باور به ثبوت احکام اجتماعی و
اقتصادی را یکی از ویژگی های تشیع صفوی می دانست: "توقف ابدی قوانین اجتماعی
و اقتصادی دین، در موارد و مصادیق کهنه: نمونه روشنش: زکات (فقط در غلات اربعه،
انعام ثلاثه و نقدین! نفت نیست، مویز هست!) (م.آ 35 ص 206) در می یافت که اولا
میان این دیدگاه و دیدگاه آقای خمینی که به فقه جواهری (فقه مرحوم محمد حسن نجفی
مشهور به صاحب جواهر) قائل بود و می گفت: فقه همه اش خوب است پویا یا غیر پویا." هیچگونه نسبتی بر قرار نیست.
مطالعه متن کامل مقاله
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 مهر1390ساعت توسط گروه شریعتی
|

هرکجا مشتی گره شد مشت من
زخمی هر تازیانه پشت من
هرکجا فریاد آزادی من ام
من در این فریادها دم میزنم
مطالعه مطلب کامل
+
نوشته شده در دوشنبه 4 مهر1390ساعت توسط گروه شریعتی
|

در سی و چهارمین سالگرد هجرت و شهادت معلم آزادی، برابری و
عرفان، "دکتر علی شریعتی"، جمعی از دوستداران وی با توجه به ممانعتهای
ایجاد شده برای برگزاری مراسم سالگرد شریعتی طی سالهای اخیر، تصمیم گرفتند تا
امسال در اتاق گفتگوی صوتی "ایران آینده" در مسنجر بیلوکس، برنامهای
را با حضور "رضا علیجانی" (یکی از بزرگترین شریعتیشناسان معاصر) ترتیب
دهند.
"رضا علیجانی" در روز 29 خرداد 1390، در این
برنامه حضور یافت و به پاسداشت مقام و اندیشهی شریعتی یاری رساند. ایشان عنوان
سخنرانی خود را "بسط دو سویهی اندیشهی شریعتی" انتخاب نمود. این مراسم
با شکوه که تا پاسی از شب ادامه داشت، در دو بخش "سخنرانی" و "پرسشها
و پاسخها" پیگیری شد.
اینک گزارشی از آنچه در این مراسم یادبود گذشت، تقدیم حضور
علاقمندان میشود.
در بخش ابتدایی برنامه، رضا علیجانی سخنرانی خود، که عنوان
"بسط دو سویهی اندیشهی شریعتی" بر خود داشت را با نام خدا، دوست همهی
انسانها و به یاد سنت دوست دیرینهاش "هدی صابر" با کسب اجازه از مو سفیدهای
مجلس آغاز نمود.
ایشان افزود: اگر از 29 خرداد 56 تا به امروز تقویم را نگاه
کنیم میبینیم که روز شمار این ماه در حال پر شدن است و در همین چند سال اخیر و
نیز همین چند روز گذشته روزهای خونین
دیگری بر این تقویم رنگین اضافه شد. از نام ندا و سهراب و کیانوش و دهها
نفر دیگر گرفته تا روزهای اخیر که سه نام درخشان دیگر به آنها اضافه شد،"عزتا...
سحابی، هاله سحابی و هدی صابر". در هر جا که برمیخیزیم، یاد همهشان گرامی
باد.
علیجانی در ادامه به معرفی برخی از پیشفرضهایش پرداخت. وی
گفت: شریعتی از نظر من یک روشنفکر است، نه یک آکادمیسین و نه یک فعال سیاسی یا
حکومتی. آکادمیسینها چون فلاسفه و جامعهشناسان و اقتصاددانان و ادیبان و ... در
دایرهای به مرکزیت حقیقت بسر میبرند و فعالین سیاسی در دایرهای به مرکزیت تغییر
و کسب قدرت. اما روشنفکر بیضیای است دو مرکزی، به تعبیر استاد ملکیان:
"تقریر حقیقت و تقلیل مرارت". یعنی روشنفکران به دنبال کشف حقیقت و نیز
تغییر وضع جامعهاند. به این معنا شریعتی یک روشنفکر است.
پیشفرض دیگر اینکه، شریعتی بخشی از خانوادهی فکری
نواندیشی دینی است. چهرههایی چون مهندس بازرگان، طالقانی، مجاهدین بنیانگذار،
سروش، ملکیان، مجتهد شبستری، پیمان، اشکوری و بسیارانی دیگر، که شریعتی هر چند
بخشی مجزاست ولی متعلق به این خانوادهی فکری میباشد.علاوه باید توجه داشت که شریعتی در وضعیت پیشاجمهوری
اسلامی میزیسته و نیز نقد وی همواره واجد مضامین سیاسی بوده است.
متاسفانه برخی جریانها به صورتی فرافکنانه، طی دهههای
اخیر بجای نقد آیتا... خمینی و آیتا...مطهری و نیز حکومت فقهی، به نقد سهگانهی
"شریعتی، ایدئولوژی و انقلاب" پرداختهاند.
پیشفرض دیگر اینکه، شریعتی در جهان دوقطبی قبل از فروپاشی
شوروی میزیست که سهگانههای "مشی انقلابی، ایدئولوژی و مذهب و
سوسیالیسم" گفتمان غالب و مسلط بودهاند.
یک پیشفرض دیگر، "تکثر جامعهی ایرانی" است. جامعهی
ما چه از حیث مذهبی و چه طبقاتی و شیوهی زندگی و یا آرمانهای سیاسی بشدت متکثر
است. بنظر من، ما از اواخر دورهی قاجار از یک جامعهی یکدست سنتی وارد یک جامعهی
ناموزون با غلبهی وجه سنتی شدیم و از دههی شصت خورشیدی از یک جامعهی ناموزون با
غلبهی وجه سنتی وارد یک جامعهی ناموزون با غلبهی وجه مدرن شدهایم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر1390ساعت توسط گروه شریعتی
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب
که باغ ها همه بیدار و بارور گردند
در شبِ شهادتِ معلمِ ایمان، اخلاص و آزادگی، _شاهدِ "خداگونهی" عصرِ نخواستنها و شهید "پیامبرگونه"
زمانهی نتوانستنها، گرد هم خواهیم آمد...
در یادمانِ سی و چهارمین سالگشت معراجِ روحِ "عصیان گری" که طعام اش "عقیده" بود و شراب اش نیز
"جِهاد" ، علیرغم همهی مرارتها و ملامتها و ممانعتهای از دیرباز
ماندهی قلم شکنان و عهد ناباوران و مردم ستیزان،
یاد شریف و راهِ پاکش را گرامی خواهیم داشت.
سخن از یادوارهی گواهِ مُرسلی است که با ره
توشهی "هجرت و خدمت" ، ذاکرِ اعجازگونِ هرآنچه "حقیقت، خیر و
زیبایی" عصر خویشتن و نسلهای در پسِ خویش آمدهاش گشت و بودن را نه در زیستِ
"راکد و نکبت بارِ و حقارت زای ماندن و به هر قیمتی ماندن!" که در سیّالیتِ "شدن" و نیز شدن را در "خداگونه
شدن" دید و نه تنها دید، بلکه "زیست" و با حیات و مماتِ
"روشنگر و بیداری آفرینش" به ره پویانش آموخت....
معلمی
که با "توتم قلم" و با " تیغ ِ بوداوار ِ بی نیازی و بی پیوندی و
تنهایی"، از جملگی مصلحتها و منفعتها و ترسها و تمکینها و تقلیدها، رسته و
رهیده، _مستغنی و معلّی!_ به ستیز با مثلث
شومِ « زر و زور و تزویر» بدسگالان و مردم فریبانِ جامعهاش رفت...
***
با حضور آقای رضا علیجانی اتاق گفتگوی "ایران آینده" در بیلوکسیکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰شروع برنامه از ساعت ۹ شب به وقت ایران
http://iranam.org/?p=91
+
نوشته شده در جمعه 27 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|

» پیامِ همدردی «
قَالَ
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ...
خرداد، ماهِ خون و پیام، بار دیگر شاهدِ رخدادهایی خیره
کننده شد و قربانی گرفت.
تلاشگرِ
بزرگِ کرامتِ انسان، مبارزِ راه آزادی و عدالت، توسعه و معنویت، موحدِ میهن دوست، هدی
صابر، در پی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی بموقع مسئولان از میان ما رفت و با زندگی و
مرگ خویش شهادت داد که از سه نسل پیش تا به امروز، شاگردان سحابیها همچون یک رشته
از ستارگان بر آسمان میهن ما اصالتی تاریخی، ملی و عقیدتی را در راه تحقق آرمانهای
بزرگ انسانی تدوام بخشیدهاند. در این میان و میدان، هدی از ستارگانی بود که با رنج
و شادی، زندگی و مرگِ خویش، خوش درخشیدند و رفتند.
لیکن ارادۀ معطوف به فدا و ایثار تا مرزِ مرگ، از سوی چهرههایی
چون هاله و هدی، ذرّه ای از مسئولیّتِ آمران و
عاملانِ سیاستِ تحقیرِ شأنِ انسان نخواهد کاست.
انتخابِ «مرگِ با عزت» و آزادیِ قطعی هُدی از اسارت ها تسلی
بخشِ داغِ هجرت اوست. پس، برای بازماندگانِ صابر، ... فریده و فیروزه و حنیف و شریف و.. از
صمیم قلب، پایداری و صبری شایستۀ آن "پهلوان" را آرزو داریم.
خانواده
دکتر علی شریعتی
تهران،
در آستانه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|
فعالان جنبش زنان و دوستان و نزدیکارن هاله سحابی از او میگوینددر سوگ و بزرگداشت شهید هاله سحابی - مقالاتی از بانوان فرهیختهي ایرانیدر سوگ عزت ایران یا مهربان ترین یار - فیروزه صابرhttp://mellimazhabi.org/news/062011news/0406saber.htm
مرگ هاله، تراژدی باشکوه و الهام بخش بود - مینو مرتاضی لنگرودیhttp://www.rahesabz.net/story/37934/
خواب سحابی - ناهید توسلیhttp://mellimazhabi.org/news/062011news/0306tavasoli.htm
مرگ بهتآور هاله سحابی؛ عبور از مرزهای اخلاقی و انسانی تا به کجا؟ - فرنگيس حبيبیhttp://news.gooya.com/politics/archives/2011/06/122753.php
هاله عزیز، بر تو غبطه می خورم - سعیده منتظریhttp://www.rahesabz.net/story/37859/
زنان پیشرو ایران، کابوس دولت حاکم - فاطمه کشاورزhttp://www.rahesabz.net/story/37982/
هاله؛ سادگی نامحدود، بخشش محض - پروینبختیار نژادhttp://www.rahesabz.net/story/37980/
بای ذنب قتلت - زهرا ربانی املشیhttp://www.rahesabz.net/story/37919/
هاله فرشته مهر بود - پرستو فروهرhttp://www.rahesabz.net/story/37855/
مهندس! مراقب دردانه ات باش - مریم شبانیhttp://www.rahesabz.net/story/37979/
در سوگ رحلت مهندس سحابی یا شهادت هاله سحابی؟ - اشرف منتظریhttp://www.rahesabz.net/story/37853/
خاطره های پراکنده از هاله سحابی… - ژیلا بنی یعقوبhttp://www.kaleme.com/1390/03/14/klm-60488/
جلوه و زیبایی مرگ هاله - اعظم طالقانیhttp://www.kaleme.com/1390/03/15/klm-60623/?utm_source=feedburner&utm_medium=email&utm_campaign=Feed%3A+kaleme%2Frss+%28%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA+%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DB%8C+%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C+%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87%29
سخنی با هاله . فرشته جمشیدیhttp://mellimazhabi.org/news/062011news/0506jamshidi.htm
هاله آزاد شد - فاطمه کمالی احمد سراییhttp://www.rahesabz.net/story/38082/
زیر نور ماه - سوسن شریعتیhttp://talar.shandel.org/showthread.php?tid=785&pid=4092#pid4092
هالهای نازنین، ستارهای ماندگار! - ملیحه محمدیhttp://mellimazhabi.org/news/062011news/0706malihe.htm
+
نوشته شده در سه شنبه 17 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|
در ما هنوز ابر نباریده بسیار است!
پیام تسلیت خانواده شریعتی، به خانوادههای سحابی و شامخی، بمناسبت پرواز هاله
در این لحظاتِ سوگ و سکوت، و در برابر چنین مرگ باورنکردنی اما پرشکوه و نمادینی، بدرستی چه باید گفت؟
گاه گوئیم که بنالیم ز پریشانی حال. باز گوئیم چه حاجت به بیان، آنچه عیان
است. براستی کدام کلمات خواهند توانست، با گواهی دادن بر حقیقت، تسلی مان
بخشند؟
فراسوی آنچه رخ داد، اما، شاید حکمتی، خواستی خدایی و خیری تاریخی نهفته و
مقدر باشد. فقدان و همراه شدن هاله با پدر، در لحظهي وداع فقط نشانی از آن
است. خوارداشت یا عزت؟ وهنِ ماندن یا کرامتِ رفتن؟ او بهترین را برگزید.
کدام افتخار بالاتر از آن که زندگی و مرگ ایراندخت شیرزنی دوستدار و رهروی
فاطمه، یادآور و شاهدِ مصائب و سعادتِ قدیسان شود؟ او لیاقت چنین مقامی را
داشت. زیرا خوب بود. خوب زیست. خوب مرد. و جز نیکی را (برسمیت) نشناخت.
سرگذشتِ سه نسل از سحابیها گواه این حقیقت است که خانه مان اگر ابری است،
سحابیها محل تولد ستاره هایند... و ...در ما هنوز ابر نباریده بسیار است.
چنین اوج و پروازی بر او و بر شما مبارک باد
+
نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|

هوالحی
پیام
تسلیت
خانواده
دکتر علی شریعتی
سحابی
زنده است!
مهندس
عزت سحابی از نمادهای تاریخی نهضت ملی ایزانزمین و از چهرههای شاخصِ اصلاح دینی،
پس از یک عمر تلاش مستمر و تحمل مرارت ها و زندان ها و...، عاقبت آرام گرفت. سحابی
یکی از مظاهرِ اخلاق در تاریخِ معاصر ماست.
اخلاق
یا آن رشته ارزشها که همواره باید در حافظۀ نسلِ جوانِ ایرانزمین زنده بمانند.
ارزشها اگر در اصل معیارهایی مجرّد باشند، کنشگرانی میطلبند تا از آسمانِ انتزاع
به زمین آیند و حیات یابند. زندگی سحابی مصداق این ارزشهاست. نام سحابیها، پیش از
هرچیز، مترادفِ ارزشهایی چون صدق و وفا، نجابت و آزادگی، میهن دوستی و ایمان است.
همۀ آنچه که نفسِ اخلاق را در عالمِ مبارزه و عقیده نمود میبخشد. سحابی زنده
خواهد ماند زیرا از پسِ یک عمر تلاش در عرصهای که در آن بسی نامداران عاقبت
روسپید نماندند،
سرافراز
برخاست.
منبع : گروه شریعتی
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|

در
دهه ۴۰ – ۵۰ سه پاسخ تئوریک و سیاسی، به مدرنیزاسیون
غربی و نگرش تحقیرآمیز شرق شناسان در ایران مطرح بود. یک پاسخ از سوی سوسیالیست
های رادیکال و نیروهای چپ ایرانی در برابر مدرنیته سرمایه دار غربی ارائه شده بود
که متأثر از تئوری های مارکسیستی، لنیستی و فراورده های آن چون مانوئیسم و
کاسترویسم بودند،که با نفی نگرش دینی همراه بود..پاسخ دوم از سوی نواندیشان مسلمان
چون شریعتی، بازرگان، مطهری ... ارائه شده بود که اسلام سیاسی را بدیلی برای
مدرنیته غربی می دانستند و این دو پاسخ و یا رویکرد انتقادی به مدرنیزاسیون دولتی
شاهنشاهی، بخش اعظم ادبیات دانشجویی و روشنفکری دهه های ۴۰ – ۵۰ ایران را به خود
اختصاص داده بود. با تأکید بر این نکته که نواندیشی اسلامی هم طیف وسیعی از
رویکردهای رادیکال سیاسی واصلاحات لیبرالیستی اسلامی را در برمی گرفت. با توجه به
فضای انقلابی و ستایشگری اقدامات چریکی، نگرش رادیکال اسلامی که مدافع اقدامات
چریکی و انتقادی دختران و پسران جوان مسلمان به قدرت سیاسی مسلط بود، بین
روشنفکران و دانشگاهیان محبوبیت و احترام بیشتری نسبت به نگرش لیبرالیستی اسلامی
داشت.
در
کنار این دو پاسخ مطرح، رویکرد کمرنگ فمینیستی هم به چشم می خورد که بدون توجه به
شکاف عمیق فیمابین دولت –ملت ،سعی در آزاد ساختن زنان از قید و بند های سنت داشت.
اما از آنجا که این نگرش نتوانسته بود با گفتمان و فضای فرهنگی دوران خویش تماس
همدلانه برقرار سازد،هرگز نتوانست به صورت جریان فکری مطرح در زمان خود مطرح شود و
سرمایه اجتماعی لازم برای پیشبرد نظریاتش را گرد خود جمع کند..در حالیکه همانموقع
با وجود پر خطر بودن حوزه فعالیت های سیاسی ،فضای فرهنگی جاری در جامعه برای
فعالیت های پر خطر سیاسی حتی برای دختران و زنان اهمیت و احترام قائل بود. از این
رو با وجودی که دختران جوان از طریق کارکرد های دولت مدرن،به آگاهی های سیاسی –
اجتماعی دست یافته بودند، اما شکاف دولت –ملت عمیق تر از آن بود که بتواند برای
فعالیت های رسمی و دولتی زنان اعتبار فرهنگی و سرمایه اجتماعی فراهم کند.فلذا
بسیاری از دختران جوان اعم از مسلمان و سوسیالیست، حاضر به مشارکت با جریان کم رنگ
فمنیسم دولتی موجود نبودند. انها چنین مشارکتی را سازشکاری با دولت سرکوبگر تلقی
می کردند و از آن پرهیز داشتند.در عوض اعتراض و انتقادات خود به سیستم شاهنشاهی را
با شرکت در گروه های چریکی اسلامی یا سوسیالیستی نشان می دادند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت توسط گروه شریعتی
|